خواب ناز کوروش خان
تولد فرشته ناز ما
سلام گل قشنگم. پسرک شیرینم الان دیگه کنارمی میبوسمت و بغلت میکنم. عزیز دلم شنبه ١٨ شهریور ١٣٩١ ساعت ١٠ و بیست دقیقه در بیمارستان دهخدا چشم به جهان گشودی و لبخند زیباتو نثار ما کردی . عزیزم چقدر زندگیمون با وجود تو زیباتره. دوست دارم گلکم
نویسنده :
مامان و بابا
18:07
لحظه دیدار نزدیک است......
سلام عزیزک مامان. داریم لحظه لحظه به دیدار نزدیکتر میشیم. فقط ٣ شب دیگه تو دل ما مانی می مونی و با هم می خوابیم انشاله شب چهارم کنار هم هستیم. گلم می دونم خیلی دلم برای این روزا تنگ میشه اما برای دیدنت بی تابم. نگرانم نه برای خودم برای تو عزیز دلم....نگران سلامتیت هستم اما به خدا و بعد به دکترم اطمینان دارم مطمئن هستم گل قشنگ منو سلامت تحویلم می دن . از خدا می خوام به من نیرویی بده تا به خوبی مراقب گلم باشم. کوروشم این روزا زیباترین حس دنیا یعنی حس مادری رو دارم در خودم پررنگ تر می بینم و همه اینارو مدیون تو هستم که داری این فرصت زیبا رو به من می دی. امیدوارم بتونم مادر لایقی باشم و از تو یه مرد بزرگ و به تمام معنا بسازم بدون هیچ عیب ...
نویسنده :
مامان و بابا
18:07
انتظار یک هفته ای
گل قشنگم کوروش عزیز من . امروز برای آخرین بار صدای ناز قلبتو شنیدم انشاله هفته دیگه این موقع تو بغلمی. امیدوارم خیلی درد نداشته باشم که بتونم از همون لحظه اول برات مادری کنم عزیزکم. قراره شنبه دیگه یعنی ١٨ ام صبح ساعت ٧ بیمارستان باشیم برای عمل. نمی دونی عزیزم تو این هفته چه حالی دارم باورم نمیشه دارم مامان میشم. با این که هشت ماه و چندروزه که تو دل مامانی هستی ولی تا نبینمت باور نمی کنم با اینکه با پاهای نازت تو شکم مامانی حرکت میکنی اما باورش برام سخته. دوست دارم زودتر این هفته بگذره و من گل نازم و ببوسم. دلم می خواد خوب شیر داشته باشم تا از لحظه اول بتونی با شیر خودم سیر بشی. عزیزم تا الان هرچی از خدا خواستم به خاطر وجود نازت دست ر...
نویسنده :
مامان و بابا
18:06
مشخص شدن روز ورود فرشته ما به زمین
سلام گل قشنگ مامان. امروز آخرین نوبت دکتر رو داشتم البته با دکتر جدید. تاریخ زایمان رو ١٨ شهریور برامون تعیین کرد. میدونم تا اونموقع حسابی بزرگ و قوی و توپولی میشی جیگر مامان. عزیزم دوست داشتم هفته بعد بشه تا زودتر بغلت کنم اما اقای دکتر گفتن شما هر چی بیشتر اونجا بمونی سالمتر هستی منم به خاطر سلامتی گل قشنگم پا رو دلم گذاشتم و گفتم چشم٦ روز هم بیشتر منتظر دیدن روی ماه گل پسرم میشم وای که چه انتظار شیرینی!!!!!! عزیزم فقط از خدا میخوام توی این ٢ هفته باقیمونده خوب از عزیز من محافظت کنه همونجور که ٨ ماه و اندی این لطف رو در حق ما کرده تا فرشته کوچیک ما که یه قلب پاک و آسمونی داره قدم به این کره خاکی بزاره و بشه نور چشم مامانی و بابایش.&...
نویسنده :
مامان و بابا
17:41
نامه سوم
سلام گل قشنگم خوبی مامانی. قربون اون دل پاکت بشم که چه زود دعات اثر کرد. دیروز رفتم از بهترین دکتر وقت گرفتم که گل پسرمو بیاره بذاره توی آغوشم . مامانی دیگه چیزی نمونده تا لحظه دیدار اگه خدا بخواد دو هفته دیگه میتونم بغلت کنم و ببوسمت و از وجودت لذت ببرم. گلم هر چی به خط پایان نزدیکتر میشیم من دلم بیشتر میگیره از یه طرف خوشحالم از طرفی ناراحت . خوشحال چون من بابایی گل قشنگمونو میبینیم و به داشتنش میبالیم از طرفی ناراحت برای اینکه دلم برای لحظه هایی که توی دلم بودی باهات حرف میزدم تو هم با من ارتباط برقرار میکردی تنگ میشه. وای که چه لحظاتی رو باهم تجربه کردیم. مامان جون این دو هفته رو هم به من فرصت بده تا باز لذت ببرم .با همه دردایی که دارم ...
نویسنده :
مامان و بابا
17:36




